هر آنچه در کویر میروید ، گز و تاق است

چنان با مردمان خو کن که بعد مردنت .... مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وبلاگ نویسی» ثبت شده است

کانال تلگرام من

کانال تلگرام من

خب بالاخره کانال تلگرام هم زدیم. کم کم پست های قدیمی را منتقل میکنم به اونجا. البته معنیش این نیست که وبلاگ تعطیل میشه. نه فقط کانال زدیم ببینیم کانال را چگونه حالی است. هنوز به وبلاگ وفادارم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

190

190

الان که این پستو می نویسم چند ساعت از سالگرد سومین سال این وبلاگ میگذره. تا این لحظه این وبلاگ دارای 112، 62 کلمه و 911، 224 حرف می باشد. به مانند سال اول پر حرف نیستم چون نزدیک 42 هزار کلمه آن مربوط به سال اوله. اما خلاصه تر می نویسم از ان لحن کتابی هم دست کشیدم. خصوصی تر هم مینویسم. کمی ترس داشتم که ضعف ها و آرزوهام رو روی کاغذ بیارم چون بعدش دیگه فرصت انکارش نیست. اما کمکم تمرین کردم.

خیلی از بلاگر هایی که میومدن برام کامنت میزاشتن و منم بهشون سر میزدم دیگه نیستن. و وبلاگشون مدتهاست که خاک میخوره. خیلی اهل وبلاگ گردی نیستم. البته گهگاهی میرم و میخونم. باید اعتراف کنم خیلی حس بدی بهم دست میده برا همین زیاد به وبلاگ های دیگران توجهی ندارم. خانوادم از این وبلاگ و محتویاتش خبری ندارن. چون اگه بدونن مجبور به خود سانسوری میشم. از دوستانم هم فقط یه نفر میدونه که وبلاگی دارم ولی ادرس وبلاگ رو بهش نگفتم.

خلاصه اینکه یکی از بهترین تجربه های بشری ثبت خاطرات و افکار روزانه است. من تا حالا چند بار توصیه کرده ام که وبلاگی داشته باشید. اگر کمی افسرده اید و احساس می کنید تنها هستید و کسی شما را درک نمی کند به شما کمک میکند احساس بهتری داشته باشید.  اگر قلم خوبی دارید کمک می کند با افرادی مثل خودتان اشنا شوید و قلمتان ورزیده تر شود. شاید اصطلاح بلند فکر کردن را شنیده باشید. یا مثلا کلبه ای برای روز های به خود خزیدن. خب وبلاگ جایی است که هم می توانید بلند فکر کنید و از بیان ان نترسید و هم میتوانید برای روز های خاص به درون خود بخزید و کمی با خود خلوت کنید.

در وبلاگ نویسی زیاد به  جمع کردن مخاطب اهمیت ندهید. نه اینکه مخاطب اهمیت ندارد. که البته دارد. البته این حرف من برای همه وبلاگ ها صادق نیست. خب بعضی ها داستان کوتاه می نویسند بعضی ها تخصصشان را بقیه به اشتراک می گذارند. این مدل وبلاگ ها بدون مخاطب مثل یک دشت مرده اند هر چقدر کنارشان بشینی از انها خاصیتی بلند نمی شود. ولی اگر وبلاگی دارید که از خودتان می نویسید همان توصیه خط اول را دارم.

پ.ن : عنوان پست تنها شماره مطلب است. و هیچ معنا و مفعوم خاصی ندارد. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سعید

زنان افسرده وبلاگ نویس ما

زنان افسرده وبلاگ نویس ما

یک ساعتی می شود که دارم وبلاگ میخوانم. وبلاگ ها اکثرا زنانه است. اکثرا افسرده. چرا زنهای ما اینقدر مضطرب و افسرده اند. یا شاید من آنها را درک نمی کنم. نمی دانم. حضور خودم را در وبلاگ ها اعلام نمی کنم گاهی دلم میخواهد چیزی بنویسم. بگم داری اشتباه میکنی یا اینجوری که تو نوشتی نیست بیا این تجربه من. اما جلوی خودم را میگیرم. هر موقع که به وبلاگ گردی می روم خمور و پریشان و پشیمان بر میگردم و تقریبا هر بار چیزی در باره این تجربه تلخ وبلاگ گردی نوشته ام. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

وبلاگ نویسی من !

وبلاگ نویسی من !

1- هر موقع وبلاگ کسی را میخوانم به این فکر می کنم که صاحب این نوشته ها چه شکلی است؟ چگونه آدمی است؟ زشت یا زیباست؟ رمانتیک یا خشک و سرد؟ آدم پر مشغله ایست یا بیکار؟ روابط خانوادگیشان چطور است؟ چگونه دوستانی دارد؟ اصلا چرا وبلاگ را انتخاب کرده اند؟ هیچ کدام از آدم های دور و برم وبلاگ ندارند یا حداقل من فکر می کنم که ندارند اصلا شاید داشته باشند، آنها که نمی دانند من وبلاگی دارم شاید وبلاگشان را مانند من پنهان می کنند. برای همین نا آگاهی است که هیچ شناختی از آدم هایی که سرو گوشی در فضای وب می جنبانند، ندارم. ولی خب یک نکته امیدوار کننده موجود است و آن اینکه یکیشان را می شناسم و آن خودم هستم. انبوه وبلاگ های فارسی نشان از آن دارد که بسیاری از جوانان یکبار را تجربه کرده اند که وبلاگ داشته باشند ولی خب محدود هستند آنها که عمر طولانی وبلاگ داشته باشند. این وبلاگ را به یکی دو نفر نشان دادم و بسیار تعجب کردند و از اینکه من  بنویسم و وبلاگی داشته باشم شگفت زده شده اند و اگر بگویم اندکی جذابیتم در پیشگاهشان افزوده شده بود پر بیراه نگفته ام.

این شگفتی آنان و عدم انتظارشان از چنین وجهی از شخصیت من خود گواه این است که ما، حداقل من با چه سپر کلفتی در جامعه زندگی میکنیم. داشتن غار تنهایی مختص من نیست و هر آدمی به فراخور وجودش یک کلبه تنهایی برای خود دارد. خب این وبلاگ هم کلبه من است.

   اگر سوال های بالا را در مورد خودم جواب دهم باید بگویم ظاهری معمولی نه زشت نه زیبا با تحصیلاتی عادی البته دارای فراغت بال زیاد هستم. دوستان کمی دارم. نسبت به گروه های همسن خود مطالعه بیشتری دارم ولی با استاندارد فاصله زیاد دارد. یک تنهایی قدیمی را هم حس میکنم. ... فعلا همین ها را به ذهنم می آید تا در مورد خودم بنویسم. ولی اگر بقیه وبلاگ نویسان روزمره نویس مانند من باشند که بسیار آدم های چِرتی هستند. با پوزش البته

2- دیشب با موتور جستجوی بیان در میان وبلاگ ها در جستجوی همشهری بودم. میخواستم ببینم کس دیگری هم در سیرجان مانند خودم هست. البته جستجوی من فقط با نام کلیدی سیرجان بود. وبلاگهای زیادی را دیدم که اخبار سیرجان را پوشش می دهند و شکل و شمایل یک رسانه را دارند تعدادی هم کار و کسب خود را تبلیغ میکردند. وبلاگ خودم را در برگه هشتم از جستجو پیدا کردم که کمی دور از انتظارم بود و توقع داشتم زودتر از این ها مورد توجه موتور جستجوی بیان قرار گیرد. اما گذشته از این کاوشات من وبلاگی که مانند خودم روزمره نویسی باشد را ندیدم یا اگرم هم هست هیچ نشانی از شهر محل سکونتشان نداده اند که این موتور کذا پیدایشان کند. دلیل جستار من برای پیدا کردن همشهری همین چند سطر پاراگراف اولی است.

پ. ن: مراد از وبلاگ نویس تنها کسانی است که مانند خودم افکار، رویاها، خاطرات و حوادت زندگیشان را مینویسند. وگرنه وبلاگ نویسی پرانتز بزرگی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید