هر آنچه در کویر میروید ، گز و تاق است

چنان با مردمان خو کن که بعد مردنت .... مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سبیل» ثبت شده است

قرار داد دوساله

قرار داد دوساله

دوساله که سبیل دارم.موقعی که سبیل گذاشتم یه قرار با خودم گذاشتم. قرار شد اگه اضافه وزنمو کم کردم سبیلمو بزنم. هنوز این اتفاق نیفتاده. اگه اینجوری پیش بره من با سبیل می میرم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

سبیل و بی سبیل

سبیل و بی سبیل

 یکی از مثال های بارز و آشکاری که می توانم برای ماندن در دوراهی سرنوشت و زندگی بیاورم همین داستان سبیل است. بارها شده است در این سال هایی که مویی بر پشت لب ما رشد کرده میان داشتن سبیل و یا زدن آن در گل گیر کرده ام. سبیل که می گذارم بر هیبت مردانه ام افزوده می شود ولی در حین حال از معصومیت و جوانی چهره ام بشدت کاسته می شود. زمانی که سبیل دارم در فکر زدنش هستم، هنگامی که سبیل را می زنم در فکر گذاشتن سبیل هستم. سبیل یک مرد معرف شخصیت و درکی است که او از خودش دارد. اینکه من در میان سبیل گیر کرده ام در واقع درمیان انتخاب دو شخصیت برای خودم وامانده ام. مردی جا افتاده یا جوانی پرشور و حرارت؟ کدامیک؟

  این دو راهی انتخاب نه تنها در مورد سبیل بلکه در حوزه های کاری، تحصیلی و حتی انتخاب محل زندگی نیز برای من جای سوال است. کرمان که هستم دلتنگ سیرجانم. سیرجان دلتنگی کرمان را میکنم. دور و برم که شلوغ میشود آرزوی سکوت کرمان را دارم. بیکاری و بی همدمی کرمان مرا بیاد سیرجان می اندازد. حتی امروز که بعد از مدت ها به بهانه دیدار دوستم به دانشگاه رفتم دلم هوای دانشگاه را کرد. دلم برای ژست دانشجویی تنگ شد. گویی که همان تیپ معیار من بوده، در حالی که تا زمانی در دانشگاه بودم در آرزوی بیرون آمدن از آن بودم. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید