هر آنچه در کویر میروید ، گز و تاق است

چنان با مردمان خو کن که بعد مردنت .... مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

همسریابی مجازی

همسریابی مجازی

1- یکی از حماقت بار ترین کار ها این است که برای شوهر کردن یا زن گرفتن برید در سایت همسریابی ثبت نام کنید. فکر کنم خیلی ها که یک جورایی بختشان گره خورده باشد یکبار را امتحان کرده باشند. من هم این چند روز امتحان کردم. برای کسی که از یک شهر کوچک باشد گزینه ها بسیار محدود است. اغلب دلسوز و فداکار و مهربان هستند و همگی بقول خودشان دنبال مرد میگردند، مردی که مهربان باشد و اهل زندگی و وضع مالی خوبی هم داشته باشد. من نمی دانم پس چرا این ازدواج ها اینقدر به طلاق می انجامد. همه که معتقدند زن زندگی هستند.

 فکر میکنم اگر سرعت اینترنت مناسب بود و امکانات دیگری برای تفریح در نت می داشتم در این سایت ها وول نمی خوردم. من آنهایی را که سال ها می شناسم و نشست و برخاستشان را دیده ام گاهی از رفتارشان حیرت میکنم حالا بماند آنهایی را که تنها از طریق چند سطر کوتاه در وصف حال خویش بشناسم و انتخاب کنم.

2- هر موقه که کرمان می آیم دلم میخواهد زن بگیرم چند سطر بالا هم تحت تاثیر خواست این روز هاست، مخصوصا وقتی دخترکان سه و چهارساله ملوس و زیبا را در بغل والدینشان میبینم دلم یکی از آنها میخواهد. البته فضای کرمان هم بی تاثیر نیست. بالاخره از یک شهر کوچک به مرکز استان آمدن و مخصوصا مدتی دور بودن از این فضا کمی آدم را به هیجان می آورد.  البته بهار هم بی ربط نیست، می دانیم که فصل جفت گیری است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

رنگ سرخ

رنگ سرخ

1 - یکی از وجوه دیگری که چند گانگی شخصیتی من را اثبات می کند سی دی گلچین از آهنگ های مورد علاقه من در اتومبیلم می باشد. اگر غریبه ای آن را گوش کند بدون شک به عجیب بودن و غیر یکنواخت بودن سلیقه من اعتراف میکند.  همه نوع آهنگ و ترانه ای در آن هست از موزیک های تند و سریع پاپ غربی تا تحریر های کش دار سنتی. از ترانه های شاد سرزنده تا غمگین و حتی ملال انگیز. انگار که من برای هر روحیه خود ترانه ای را اماده کرده ام تا به وقتش سراغش بروم.

2-  دیروز به اتفاق دوستان قدیمی به کافی شاپ معروف شهر رفته بودیم تا بعد از مدت ها دیداری تازه کنیم و احوال همدیگر را بگیریم. خیلی زود و حوالی ساعت چهار رسیدیم. مگس هم در کافی شاپ پر نمی زد. در ابتدای ورود خلوتی انجا کمی آزار دهنده بود ولی بعد از گذر چند دقیقه همین سکوت به همراه دوستم بسیار جذاب و دنج بنظر میرسید. یکساعتی گذشت که دوست دیگرمان هم به ما ملحق شد. مانند کودکانی که ترک دیوار هم اگر بخواهند موجب خنده آنان می شود ما هم هر بهانه کوچکی را دست مایه خنده و مزاح قرار می دادیم و بعد از مدت ها دوباره احساس چند سالی جوان شدن کردیم. منیو گران و عجیب و غریب و بی نهایت مسخره این کافی شاپ ما را به این فراست انداخت که چنین مکان هایی مناسب عشاق جوان و دلبرکان رنگ و لعاب دار است که هرچه هزینه بر جیب عاشق بگذارند او را در ازای نوشیدن لب لعل یار ارزان می آید. حدس ما هم درست بود، این قبیل جاها پاتوق چنین دلدادگانی است. ساعتی از حضور ما گذشت که مستان اندک اندک میرسیدند و در کنار هم لم میدادند و دل می داند و قلوه می گرفتند. من و دوستان هم به مثابه چند جوان مجرد با قهقه های بلند و تیکه انداختن به همین دلبرکان وقت را می گذراندیم. یکی از دوستان متاهل است من و آن دوست مجرد را سیخونک میزد که نگاه کنید خودتان را، شما بجای خوشگذرانی با من سبیل کلفت و شکم آویزان می بایست یکی از همین لوبتان را در آغوش بگیرید به اینجا بیاورید نه اینکه با من باشید و چشمتان آن ور سالن را بپاید.

حالا بگذریم از اینکه ما آنور سالن را میپائیدیم یا نه ولی یکبار که نگاه کردیم. خدائیش و انصافا هردو نفرشان بسیار زیبا بودند و انگار از قوطی رنگ بیرون آمده اند. انکار نمی کنم که دلم میخواهد. ولی یک دانه رابطه عمیق و انسانی می خواهم. دلم عشق میخواهد نه رنگ. چشیدن لب این زیبارویان را به هر قیمتی نمی پسندم به قیمت از دست رفتن این معصومیت کودکانه. به قیمت از دست رفتن رنگ سرخم بهنگام سخن گفتن با معشوق و نگاه حاکی از حیا وی به زمین. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

سبیل و بی سبیل

سبیل و بی سبیل

 یکی از مثال های بارز و آشکاری که می توانم برای ماندن در دوراهی سرنوشت و زندگی بیاورم همین داستان سبیل است. بارها شده است در این سال هایی که مویی بر پشت لب ما رشد کرده میان داشتن سبیل و یا زدن آن در گل گیر کرده ام. سبیل که می گذارم بر هیبت مردانه ام افزوده می شود ولی در حین حال از معصومیت و جوانی چهره ام بشدت کاسته می شود. زمانی که سبیل دارم در فکر زدنش هستم، هنگامی که سبیل را می زنم در فکر گذاشتن سبیل هستم. سبیل یک مرد معرف شخصیت و درکی است که او از خودش دارد. اینکه من در میان سبیل گیر کرده ام در واقع درمیان انتخاب دو شخصیت برای خودم وامانده ام. مردی جا افتاده یا جوانی پرشور و حرارت؟ کدامیک؟

  این دو راهی انتخاب نه تنها در مورد سبیل بلکه در حوزه های کاری، تحصیلی و حتی انتخاب محل زندگی نیز برای من جای سوال است. کرمان که هستم دلتنگ سیرجانم. سیرجان دلتنگی کرمان را میکنم. دور و برم که شلوغ میشود آرزوی سکوت کرمان را دارم. بیکاری و بی همدمی کرمان مرا بیاد سیرجان می اندازد. حتی امروز که بعد از مدت ها به بهانه دیدار دوستم به دانشگاه رفتم دلم هوای دانشگاه را کرد. دلم برای ژست دانشجویی تنگ شد. گویی که همان تیپ معیار من بوده، در حالی که تا زمانی در دانشگاه بودم در آرزوی بیرون آمدن از آن بودم. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

رابطه خوب

رابطه خوب

رابطه خوب و موفق چیه؟ دقیق که فکر میکنم میبینم رابطه من و گربم رابطه ایده الی در بین کل روابط دنیوی است

من و گربم کاملا آزاد بودیم. اون آزادانه هر جا میخواست میرفت هر موقع دلش میخواست میومد. من هم آزادانه و با طیب خاطر  بهش غذا می دادم و اونم داوطلبانه خودشو لوس میکرد.

ما از گذشته همدیگه خبر نداشتیم. اصلا من نمی دونم بچه کدوم یکی از گربه های محلمونه

ما کاملا آزادانه و از روی میل خودمون ولی کاملا منطبق بر نیاز های مادی مون بهمدیگه نزدیک شده بودیم. اون نیاز به سرپناه، آب و غذای مطمئن داشت من هم نیاز به یک اسباب بازی جاندار. 

اسمشم گذاشته بودیم گارفیلد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

لوزان

لوزان

1- نوروز نود چهار هم تمام شد و من تاکنون به قول هایی که به خودم برای این سال داده ام عمل نکرده ام. در سال جدید قصد دارد فصل جدیدی را آغاز کنم و پای خود را از دنیای وهم انگیز خیال بروی زمین سفت و خشک واقعیت اما جدی آن بگذارم. کودکی در من هنوز تمام نشده گویی همین دنیای کوچک برای به پرواز در اوردن مرغ خیال مرا خوش تر و شیرین تر است.

2- توافق، تفاهم سیاسی، بیانیه مطبوعاتی، برنامه جامع اقدام مشترک، یا هرچه که میخواهید بنامیدش بالاخره توسط جواد ظریف و رقبا اعلام شد و مهر پایانی بود بر آنچه دوازده سال اضظراب و ترس جنگ می نامیم. افق های روشن پیش چشم ایران گشوده شد و کورسویی از امید قابل مشاهده است.

در مورد قضاوت این توافق و سنجش برد و باخت دو طرف لازم نیست به متن مراجعه کنید. 16000 بمب اتمی 5+1 و بودجه دفاعی این کشور ها بعلاوه میزان سهم انها از اقتصاد جهان و همچنین سهم ایران از این معادلات قدرت بخوبی مشخص میکند میزان برد و باخت ما چقدر بوده است. برد ما در میزان رفع سریع تحریم ها و حفظ نسبی زیر ساخت های هسته ایست و همچنین استفاده ما از این فضا برای تنش زدایی با غرب و بهره گرفتن از امتیازات اقتصادی است. اگر قرار باشد ما با غرب همچنان پر تنش باشیم و هسته ای را هم بدیم برود باخت کرده ایم حداقل از بعد امنیتی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید

آرزو های نود و چهار

آرزو های نود و چهار

1-  سلامتی خانواده ... پدر ومادر ... خواهر و برادرانم
2-  نکهتی از کوی فلانی ... اگرم دیگه خیلی خواستی حال بدی خدا .. وصال به فلانی
3- عفو سربازی متولدین 66
 
4- ایران آرژانتین و بزنه
5- سید دوباره بشه گلر تیم ملی حداقلش رحمان احمدی فیکس باشه
6- راهپیمایی روز اربعین از نجف تا کربلا
7- سید محمد خاتمی رو ببینم یه عکس برا کاور پروفایلم بگیرم
8- بشم 60 کیلو

این چند قلم بالا آرزوهای من در نزدیکی های نوروز پارسال برای سال نود و سه بود. خوشبختانه سلامتی و تندرستی اعضای خانواده مشکل خاصی نداره البته خواهر همچنان با بیماری خود دست به گریبان هست ولی روزی بهتر و روزی بدتر است. الهی شکر . از کوی فلانی هم که نکهتی به ما نرسید و آن پرونده کذا را به اتاق فراموشی سپرده ام و مدت هاست که آن شور و هیجان فرو کشیده . او هم هرجا که هست خوش و خرم باشد. سربازی را در عین ناباوری معاف شدم ولی متاسفانه تا به الان قدر این فرصتی را که بازیافتم نمی دانم. ایران تا آستانه پیروزی بر آرژانتین رفت ولی متاسفانه شد آنچه شد. در نزدیکی های اربعین دوست نزدیکم من را برای سفری به کربلا صدا زد اما متاسفانه نپذیرفتم. اگر مدتی زودتر به من گفته بود سعی میکردم بروم ولی نشد ان شا الله سال جدید. کمی از اضافه وزنم کم کردم ولی 60کیلو کجا و من کجا.

برای سال جدید هم میخواهم آرزو کنم

1- سلامتی خانواده ... پدر و مادر .... خواهر و برادرانم

2- یافتن کاری مناسب و در خور

3-  توافق عزتمند هسته ای .... برداشته شدن تحریم ها. البته در مورد عزتمند بودنش بحث دارم.

4- کاهش وزن ... آرزوی دیرینه ایست برای من.

5- در مملکت باران بیشتر ببارد. خصوصا دیار ما که شدیدا تشنه است.

6- تحمل عقیده مخالف ... گوهری نایاب در کشور ما

6- ان شا الله تن همه سلامت باشد که اول نعمت، سلامتی و تندرستی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سعید