خود آگاه من

یک چیزی را دیشب یاد گرفتم. اینکه برای خودم هدف های کوتاه مدت قابل وصول تعیین کنم تا زندگیم رنگ و بوی پویایی بگیرد. تقریبا این روز ها و ماها همین کار را کردم. من برای هدف های بلند مدت زاده نشده ام. چیزی که برای من بیشتر از 2 ماه وقت بخواهد ان را رها میکنم. بهتر است ان را تبدیل به جز های کوچکی کنم و بعد هر مرحله را مانند یک هدف کاملا مجزا ببینم البته در کنارش باید هدف های جزئی دیگری را پیگیری کنم تا برایم خسته کننده نشود. خلاصه اینکه زندگی برای من باید تفریح باشد وگرنه میکشم کنار.

پ.ن : اینها از جست و جو در زوایای پنهان نا خود آگاه من است. حالا که میدانشمان دیگر نا خود آگاه نیست. به ضمیر خود آگاه آمده است.