دورویی

یکی از معایب اخلاقی جمعی ما مردم ایران است که داعیه اخلاقمان گوش فلک را کر کرده ولی خود التزام عملی به حدود و ثغور اخلاقی که کشیده ایم نداریم. دسته جمعی میرویم و فیلم شخصی ترین لحظات یک بازیگر زن را نگاه میکنیم و خطابه ای هم ارائه می دهیم با این مضمون که"  اولئک هم الفاسدین " یا عکس های برهنه گلشیفته که در ینگه دنیا گرفته شده است بحث داغ شبکه های اجتماعی می شود و عده ای از هیچ توهینی نمی گذرند.

این را گفتم تا سر داستان را به پارک های خلوت شهرم ببرم که در این روز های سرد زمستان پناهگاه عشاقی است که جایی را پیدا نمی کنند که از چشم دوست و آشنا دور باشد. دختران و پسرانی هستند که در کنج ترین مکان های پارک عشقبازی می کنند. این روزها که زیاد به پارک میروم روزی نبوده است که دختر و پسری را لمیده در آغوش عشق نبینم. اما ما تکلیفمان با خودمان مشخص نیست ... اگر این روابط را خوب میدانیم چرا پنهانش می کنیم ... اگر بد است اصلا چرا آغازش میکنیم. این نشان بیماری جامعه ماست که دورنگی و دورویی را انتخاب کرده است ... از یک طرف از لعل لب یار نمی گذرد و از یک طرف هم خود را پاک و زلال از هرگونه پلشتی می داند.