هر آنچه در کویر میروید گز و تاق است

برای نوجوانی که در حاشیه کویر بزرگ شده است و تمام جلوه ای که از حیات دیده است منوط به باریکه ای از آب میشود که مردمان این دیار آن را رودخانه مینامند و چند درخت نیمه جان که از فرط تشنگی ریشه هایشان را در اعماق خاک تا کیلومتر ها دوانده اند ، صحبت  کردن از زیبایی کویر مانند تلاش برای بزک کردن عجوزه ای برای حجله دامادی جوان است .

در کلاس دوم یا سوم دبیرستان نشسته بودیم و با قیافه ای آویزان منتظر معلم ادبیات که بیاید تا درس خسته کننده و ملال آور دیگری را به زور به مغز من و همکلاسی ها فرو کند. درس جدید درباره کویر بود ، نوشته ای یا به قول خودمان دل نوشته ای از علی شریعتی در باب زیبایی های ملکوتی کویر . به عادت همیشگی چند تا از بچه ها از جمله من برای روخوانی از مطلب جدید انتخاب شدند و مانند همیشه که نسل جدید در رو خوانی و درک مفاهیم ادبی ناتوان است با اشتباهات فراوان آن را خواندیم . برای ما که در حاشیه کویر بزرگ شده بودیم و از گرمای سوزان و آفتاب مغز استخوان سوز و البته خنکای شب و گهگاهی نسیم سرد سحر آگاه بودیم و آن را با پوست تنمان حس کرده بودیم انتظار میرفت که روخوانی وصف کویر مرور زندگی هر روزه مان باشد ، پیش خود میگفتیم آخر این گرما و بادهای خاک آلود فروردین و اردیبهشت و بیابان های لم یزرع مادون حیات چه چیز زیبایی دارد که نگارنده کتاب درسی و از جمله دکتر علی شریعتی را برآن داشته تا چند سطری را چرک کنند و زحمت خود و ما را بیفزایند . ولی انگار که دست کیمیاگر و قلم جادویی اش ما بچه های کلاس را آنچنان محو نوشته اش کرد که گویی کویر فردوس برین است و از هفت آسمان بهشت و ما تمام عمر را در آغوش این جنت بی مثال زیست کرده ایم . از تشبیهات و استعارات زیبایش بر آسمان پر ستاره کویر تا صدای بادهای خشک و سوزان بر بوته های دوان به آنسو و اینسو ی بیابان و بادگیرهای سر به فلک کشیده شهر و روستا چنان زیبایی آفریده است که گویی او نوشته است و به مانندش کسی یارای آفریتش دوباره اش نیست.

تلاش خستگی ناپذیر گیاهان و مردمانش برای جرعه ای آب ، ازحفر کیلومتر ها قنات برای رساندن باریکه ای آب به مردمی که بتوانند با آن قلب مرده زمین را خون حیات بدهند و قوت زندگیشان را بدست آورند و درختان البته سخت جان تر با قد کوتاه خود ولی ریشه های ضخیم و طویل که دل فرسنگ ها سنگ و خاک را شکافته اند تا قطره ای آب بر تن خود بسایند . حال تمام آنچه در کویر میدیدم حماسه ای از تلاش برای زندگی است .

در کویر گیلاس و سیب و انار نمیروید ، هر آنچه در کویر میروید گز و تاق است ، اینان پهلوانان حیات اند


https://t.me/SaeedDiary